وایرال شو قسمت چهارم فصل ششم – مصاحبه با مرسده پارت 2

  • 26:50

ترکش قضاوت‌های خودی: روایت مرسده از جنجال‌ها و فعالیت‌های مدنی

در دنیای پرهیاهوی مبارزات سیاسی و مدنی، گاهی مرز میان «حمایت» و «تخریب» به قدری باریک می‌شود که بزرگترین آسیب‌ها نه از جانب دشمن، بلکه از سوی کسانی وارد می‌شود که هم‌سنگر پنداشته می‌شوند. در قسمت دوم مصاحبه اختصاصی برنامه «وایرال شو» با مرسده، یکی از آسیب‌دیدگان چشم در خیزش انقلابی ۱۴۰۱، به لایه‌های پنهان و جنجالی زندگی او در خارج از ایران پرداخته شده است. مرسده در این گفتگو با قلبی آکنده از گلایه، از تجربه‌ی تلخ قضاوت‌های شتاب‌زده، پروژه‌های خیرخواهانه‌ای که به حاشیه رفت و نفوذ سایبری‌هایی می‌گوید که هدفشان فلج کردن منابع مالی مبارزان است.

در ادامه این مطلب از آلارا اینترتینمنت، به بررسی دقیق ابعاد این مصاحبه و درس‌هایی که باید از فرهنگ برخورد در فضای مجازی آموخت، می‌پردازیم.

۱. قضاوت؛ زخمی عمیق‌تر از تیر ساچمه‌ای

مرسده گفتگو را با یک جمله تکان‌دهنده آغاز می‌کند: «تیری که جمهوری اسلامی به من زد، هزار بار شرف داشت به حرف‌هایی که از خودی شنیدم.» او از این موضوع گلایه دارد که چرا جامعه، به‌ویژه در فضای مجازی، پیش از پرسش و تحقیق، به سمت قضاوت‌های تخریب‌گر می‌رود.

او از تجربه‌ای می‌گوید که حتی نزدیک‌ترین افرادش به او تاختند؛ با جملاتی نظیر «تو مادر بودی، وظیفه‌ات بود بالای سر بچه‌ات باشی، نه در خیابان». این نوع نگاه که فداکاری یک مبارز را با برچسب‌های خانوادگی زیر سوال می‌برد، اولین لایه از فشارهای روانی است که مبارزان پس از آسیب دیدن با آن دست‌ و پنجه نرم می‌کنند. مرسده تاکید می‌کند که این حرف‌ها می‌توانست او را از مسیرش منحرف کند، اما او تصمیم گرفت از این قضاوت‌ها پلی بسازد برای قوی‌تر شدن و تبدیل شدن به «خاری در چشم سیستم».

۲. ماجرای جنجالی شراب و تصاویر جاویدنامان: خیرخواهی یا کج‌سلیقگی؟

نیت پشت پروژه

مرسده توضیح می‌دهد که با یک خانواده ثروتمند صاحب «واینری» (کارخانه شراب‌سازی) آشنا شده بود که قصد داشتند از نفوذ و برند خود برای کمک مالی به بچه‌های آسیب‌دیده داخل ایران و آلمان استفاده کنند. ایده آن‌ها این بود که شراب در فرهنگ ایرانی و اشعار حافظ نمادی از جاودانگی و سنت است. آن‌ها می‌خواستند با قرار دادن تصاویر جاویدنامان بر روی بطری‌ها، پیام «زنده بودن راه آن‌ها» را در مراسم‌های شاد و بین‌المللی به گوش جهانیان برسانند.

اشتباه در برندینگ و سوءتفاهم «کاسبی»

او با شجاعت می‌پذیرد که شاید در بخش «برندینگ» و ظاهر کار اشتباهاتی رخ داده باشد. بسیاری از مردم و حتی خانواده‌های دادخواه، با دیدن تصویر عزیزانشان روی بطری شراب احساس امنیت یا احترام نکردند. مرسده می‌گوید: «من با خانواده‌های دادخواه همزادپنداری می‌کنم؛ هر دیدگاهی محترم است، اما نیت من فقط و فقط خیر بود.»

نکته کلیدی که مرسده بر آن پافشاری می‌کند، تفاوت میان «فروش» و «دونیت» (اهدای داوطلبانه) است. او تاکید می‌کند که هیچ سود مالی در این کار نبوده و حتی خانواده تولیدکننده، نیم میلیون دلار از جیب خود هزینه کرده بودند تا آگاهی‌رسانی کنند.

۳. نفوذ سایبری و مهندسی تخریب

یکی از مهم‌ترین افشاگری‌های مرسده در این مصاحبه، نقش حساب‌های کاربری بی‌نام‌ونشان (سایبری‌ها) در دامن زدن به این جنجال است. او توضیح می‌دهد که طبق تحقیقات دوستان نزدیکش، استارت حملات گسترده توسط اکانت‌های ناشناس زده شد.

استراتژی آن‌ها هوشمندانه و خطرناک بود: مخلوط کردن راست و دروغ. آن‌ها می‌گفتند: «مرسده آسیب‌دیده است (راست)، مبارز است (راست)، اما دارد از خون بچه‌ها پول در می‌آورد (دروغ).» وقتی مخاطب دو بخش اول را درست می‌بیند، ناخودآگاه بخش سوم را هم باور می‌کند. هدف جمهوری اسلامی از این تخریب‌ها واضح است:

  • قطع منابع مالی: سیستم نمی‌خواهد هیچ راهی برای کمک مالی به آسیب‌دیده ها (مثلاً کسانی که هر دو چشمشان را از دست داده‌اند) وجود داشته باشد.
  • ایجاد ناامیدی: با تخریب چهره‌های فعال، مردم نسبت به کل جنبش بدبین می‌شوند.
  • خانه‌نشین کردن مبارزان: مرسده اعتراف می‌کند که به دلیل این فشارها مدتی از اینستاگرام کناره‌گیری کرد و این دقیقاً همان چیزی بود که اتاق فکرهای امنیتی می‌خواستند.

۴. وقتی کمک‌ها به مقصد نمی‌رسد

نتیجه‌ی تلخ این قضاوت‌های هیجانی چه بود؟ مرسده با اندوه می‌گوید که حدود ۱۱ هزار دلار پول جمع‌آوری شده بود که قرار بود صرف درمان و هزینه‌های زندگی بچه‌های داخل ایران شود. اما به دلیل حجم حملات و ترس همان بچه‌ها از «انگ خوردن» و قضاوت شدن، آن‌ها از پذیرش پول خودداری کردند. در نهایت، این مبلغ که حق ایرانیان آسیب‌دیده بود، به یک بیمارستان آمریکایی اهدا شد. این یکی از دردناک‌ترین بخش‌های مصاحبه است؛ جایی که خشم ریدایرکت نشده‌ی جامعه، عملاً به ضرر محرومان تمام شد.

۵. بازگشت به میدان: از پارلمان اروپا تا سازمان ملل

با وجود تمام این فشارها، مرسده دوباره فعالیت‌های خود را آغاز کرده است. او در این گفتگو از حضورش در برنامه‌های بین‌المللی از جمله در سازمان ملل و سخنرانی در مراسمی مربوط به هولوکاست و حقوق بشر می‌گوید. او با خواندن متنی درباره ایدئولوژی‌های ویرانگر و وضعیت ایران، توانست اشک را به چشمان ۸۰۰ نفر از مقامات و افراد تاثیرگذار بیاورد.

او می‌گوید: «من فهمیدم که نباید سکوت کنم. جمهوری اسلامی متخصص خراب کردن است و ما نباید اجازه دهیم این تخصص روی ما پیاده شود.» او اکنون با وجود مشکلات جسمی (کار کردن با یک چشم و دردهای مزمن کمر)، به صورت پارت‌تایم در رشته حسابداری در آمریکا فعالیت می‌کند و همزمان صدای بی‌صدایان است.

۶. درس‌هایی برای جامعه مدنی

در انتهای این مصاحبه، مرسده پیامی مهم برای مردم ایران دارد که می‌توان آن را در چند سرفصل خلاصه کرد:

  • تحقیق پیش از قضاوت: قبل از اینکه به کسی حمله کنیم، بپرسیم «آیا این تهمت واقعیت دارد؟»
  • تفکیک نیت از عملکرد: ممکن است روش کاری یک فعال مدنی اشتباه باشد (مثل برندینگ شراب)، اما نباید به خاطر یک اشتباه در روش، نیت او را زیر سوال برد و برچسب «کاسب» زد.
  • هوشیاری در برابر موج‌های سایبری: نباید روی موجی که جمهوری اسلامی برای تخریب چهره‌ها می‌سازد، سوار شد.
  • ضرورت حمایت مالی: مردم باید بدانند آسیب‌دیدگان که توان کار عادی ندارند و سرپرست خانواده‌شان را از دست داده‌اند، نیاز مبرم به حمایت مالی دارند و نباید هر فعالیت مالی را با چشم تردید نگریست.

داستان مرسده، داستان بسیاری از مبارزانی است که در غربت، میان دو جبهه گیر افتاده‌اند؛ جبهه اول حکومتی که آن‌ها را زخمی کرده و جبهه دوم، فضایی سرشار از تهمت و سوءتفاهم که می‌تواند هر انسانی را به زانو درآورد.

ما در آلارا اینترتینمنت بر این باوریم که آگاهی‌رسانی و شنیدن روایت‌های بی‌واسطه، تنها راه مقابله با ترور شخصیت است. مرسده با شجاعت از اشتباهاتش گفت، از دردهایش پرده برداشت و بار دیگر ثابت کرد که «شیرزن» بودن فقط در میدان جنگ نیست، بلکه در ایستادن پای حقیقت، حتی به قیمت قضاوت شدن است.

همین حالا به کانال یوتیوب ما سر بزنید و این قسمت را از دست ندهید!

✅ لینک کپی شد! کد QR زیر را می‌توانید برای اشتراک استفاده کنید.

ارسال دیدگاه