وایرال شو قسمت سوم فصل پنجم؛ گفتگوی ویژه با امیر شاپوری
امیر شاپوری، استایلیست جوان و خوشذوق برنامه «زن روز»، نمونهای از نسل جدید فعالان مد و فشن است که مسیر آکادمیک و تجربهی عملی را همزمان پیش برده و حالا بخشی از چهرهی رسانهای این صنعت شده است. او فوقلیسانس طراحی لباس دارد و حدود شش سال است در استانبول زندگی و فعالیت میکند؛ شهری که امروز یکی از هابهای مهم فشن در منطقه به شمار میآید و فرصتهای زیادی برای طراحان، استایلیستها و اینفلوئنسرهای مد فراهم کرده است. امیر علاوه بر طراحی لباس و استایلینگ، بهعنوان بلاگر فشن و کمدین در شبکههای اجتماعی شناخته میشود و همین ترکیب تخصص و سرگرمی، او را به مهمان جذابی برای برنامه «وایرال شو» از آلارا اینترتینمنت تبدیل کرده است.
مسیر حرفهای امیر در مد و فشن
امیر شاپوری مسیر خود را از تحصیل آکادمیک در رشته طراحی لباس آغاز کرده و با گذراندن دورههای استایلینگ، نگاه تخصصیتری به استایل و ساخت لوک پیدا کرده است. او امروز در استانبول علاوه بر فعالیت حرفهای بهعنوان طراح و استایلیست، یک مدرسه فشن به نام «امضا» را همراه با رضا، یکی از دوستانش، راهاندازی کرده که هدفش آموزش کاربردی فشن و استایل به نسل جدید است. این ترکیب تدریس، طراحی و تولید محتوا باعث شده امیر با ترندهای روز مد هم در سطح منطقه و هم در سطح جهانی در تماس مستقیم باشد و بتواند همان زبان حرفهای را به زبان ساده و جذاب برای مخاطب عمومی ترجمه کند.
نگاه امیر به برنامه «زن روز»
از نظر امیر، «زن روز» در فصل دوم از نظر کانسپتها و تمرکز روی مدلینگ حرفهایتر شده و بخش «خشن» و جدیتر فشن در این فصل بهتر دیده میشود. او معتقد است اگرچه برنامه ساختار رئالیتیشو دارد و طبیعی است که برای جذب ویو و مخاطب، حاشیه و فان در آن پررنگ باشد، اما همچنان میتوانست سهم بیشتری برای آموزش جدی مد و استایل در نظر بگیرد. در تحلیل او، حدود ۳۰ درصد برنامه واقعاً حول محور مدل و استایل میچرخد و ۷۰ درصد بیشتر روی جنبه سرگرمی، درام و حاشیه تنظیم شده است؛ ساختاری که در بسیاری از رئالیتیشوهای فشنی دنیا هم دیده میشود اما همیشه محل بحث متخصصان است.
سلیقه شخصی داوران یا استاندارد حرفهای؟
یکی از نکتههایی که امیر بارها به آن اشاره میکند، غلبه «سلیقه شخصی» داورها بر معیارهای علمی استایلینگ است. از نگاه او، تا زمانی که از نظر قواعد استایلینگ و هماهنگی رنگ، فرم و تناسبات، یک استایل درست باشد، نمیتوان فقط به این دلیل که «به سلیقه من نیست» آن را رد کرد؛ نقد باید داخل همان سبک و استایل شخصی هر شرکتکننده انجام شود. او تأکید میکند که در بعضی اپیزودها، داور فقط میگوید «دامنت را دوست ندارم» بدون اینکه توضیح فنی بدهد، و همین باعث میشود مرز بین نقد علمی و نظر شخصی مبهم شود و آموزش درست به مخاطب لطمه بخورد.
کانسپتها؛ از خلاقیت تا «مرگ فشن»
امیر در تحلیل تمها و کانسپتهای «زن روز» معتقد است بخشی از کانسپتها صرفاً برای فان طراحی شده و هیچ تعریف مشخصی در دنیای مد ندارند. او مثال میزند که کانسپتی مثل «استایل مهمانی عروسی» میتواند منطقی و قابلدفاع باشد، اما وقتی این عنوان به «شرکت در عروسی جاری» تبدیل میشود، از نظر فشن وارد منطقهای میشود که به قول خودش «مرگ فشن» است، چون بر پایه روابط شخصی و شوخی شکل میگیرد نه استاندارد زیباییشناسی. در مقابل، وقتی از برنامههایی مانند «Next in Fashion» حرف میزند، تأکید میکند که آنجا کانسپتها قابل ترجمه و ارائه در سطح بینالمللی هستند و اگر مفاهیمی مثل «جاری» را بخواهیم به آن فضا ببریم، بیشتر شبیه شوخی خواهد بود تا یک چالش جدی طراحی.
نمونههای جنجالی؛ از لباس بلوچ تا تم فیوچر استیک
یکی از جنجالیترین موضوعاتی که در گفتوگو مطرح میشود، لباس طراحیشده برای مهناز افشار توسط پدرام است که از یک لباس سوزندوزی بلوچی معروف الهام گرفته بود. امیر توضیح میدهد که در آن اپیزود، شرکتکنندگان موظف بودند عکسی انتخاب کنند و لباس را حداکثر شبیه به همان عکس بازآفرینی کنند و با توجه به محدودیت زمان و امکانات استانبول (مثل دسترسی نداشتن به سوزندوزی اصیل بلوچ)، پدرام وظیفهاش را در حد شباهت به تصویر انجام داده است. او تأکید میکند که ارزش اصلی آن لباس در سوزندوزی اصیل آن است و اگرچه نسخه برنامه، هویت صنایعدستی را ندارد، اما برای یک مسابقه تلویزیونی با مهلت یکهفتهای، بازآفرینی «وایب» عکس کفایت میکند.
در تم «فیوچر استیک» هم امیر بهطور جدی به نحوه امتیازدهی داورها انتقاد دارد و میگوید برخی شرکتکنندگان کانسپتهای عمیق و فکرشدهای داشتند مثل استفاده از گلها بهعنوان المانهای آیندهنگر یا تبدیل دکمههای کیبورد به جزئیات وینتج در لباس اما در مقابل، لوکهایی با اجرای ضعیف، طراحی ناهماهنگ یا حتی تمهایی مثل «من خروسم» نمرههای بالا گرفتهاند. از نظر او، در چنین لحظاتی «علم فشن» زیر سؤال میرود، چون تعریفهای پذیرفتهشده از آوانگارد و آیندهنگر بودن نادیده گرفته میشود و هر چیز عجیب یا شلوغی، بهاشتباه برچسب آوانگارد میگیرد.
نقش واقعی استایلیست؛ از قیچی تا جزئیات
امیر در تعریف مرز میان طراح لباس و استایلیست، به یک نکته ظریف اشاره میکند: استفاده از قیچی و دخل و تصرف در ساختار لباس بهطور اصولی وظیفه خیاط و طراح است نه استایلیست. او میگوید چون خودش طراحی لباس خوانده، در مواردی سر ضبط مجبور شده قیچی دست بگیرد و تغییراتی روی لباس ایجاد کند، اما این کار را نتیجه ترکیب دو تخصص میداند، نه وظیفه معمول یک استایلیست. حتی به جزئیاتی مثل نحوه کوتاهکردن دامن اشاره میکند و توضیح میدهد که بریدن از بالا بهجای پایین، میتواند کل فرم و خط برش لباس را خراب کند؛ نکتهای که در نگاه تلویزیونی شاید دیده نشود، اما در استاندارد حرفهای فشن خطای مهمی است.
تحلیل شرکتکنندگان فصل اول و دوم
در بررسی شرکتکنندگان، امیر برای هر فصل چند نام را برجسته میکند و برای آنها نقاط قوت و ضعف مشخصی قائل است. درباره فصل اول، او استایل برخی شرکتکنندگان مثل ثانیا، سارا و شیرین (نفر دوم) را ترکیبی از لوکهای خوب و ضعیف میداند و معتقد است نوسان زیادی در کیفیت استایلهایشان دیده میشد. بهنظر او، در فصل دوم این نوسان کمتر است و شرکتکنندگان قویتر روی یک خط ثابت حرکت میکنند؛ کسانی مثل شمیم، مهلا، یاسمن، فریها، بیتا و پانیز از نظر او در بسیاری از تمها عملکرد قابل قبولی داشتهاند و توانستهاند امضای شخصی خود را حفظ کنند.
برنامههای پیشنهادی:
در مورد چهرههایی مثل «مار» و «شیرین» در فصل اول، امیر نگاه تخصصیتری ارائه میدهد؛ او استایلهای مار را اغلب ساده و کمریسک توصیف میکند که بیشتر بر جذابیت بدنی تکیه دارد تا خلاقیت استایلینگ، و در مقابل، برای شیرین قائل به این است که بسیاری از لوکهایش به لطف انتخاب از برندهای معتبر، استاندارد قابلقبولی داشته است. با این حال، شبیه ماجرای مهلا و استفاده از استایلهای پینترستی، این سؤال را مطرح میکند که در یک مسابقه رقابتی، تا چه حد میتوان به کپی مستقیم لوکهای آماده اتکا کرد، حتی اگر در دنیای حرفهای فشن چنین کاری فینفسه غلط نباشد.
مرز الهام و تقلب در مسابقه فشن
یکی از بحثهای مهم مصاحبه، الهام گرفتن از پینترست و خرید لوک آماده است؛ موضوعی که با استایلهای مهلا پررنگ شد. امیر توضیح میدهد که در صنعت فشن، اینکه کسی یک لوک را از وبسایت یا برند بخرد و همان را بپوشد، کار اشتباهی نیست، چون پشت آن ترکیب، استایلیست و تیم طراحی فکر کردهاند. اما زمانی که پای مسابقه و جایزه وسط است، تکرار مداوم یک لوک کامل از پینترست، «رقابت» را تا حدی ناعادلانه میکند و بهتر بود اگر هم از این روش استفاده میشد، محدود به چند کانسپت خاص میماند تا وجهه حرفهای شرکتکننده حفظ شود.
داور بدون بکگراند فشن؛ فرصت از دسترفته
امیر در بخش دیگری از گفتوگو به حضور چهرههایی مثل شیرین مقدم بهعنوان داور در فصل اول میپردازد؛ کسی که بکگراند تخصصی در فشن و استایل ندارد اما در برنامه درباره استایل شرکتکنندهها نظر میدهد. از نگاه او، چنین افرادی اگر در چارچوب تخصص خود مثلاً میکاپ آرتیست حرفهای بمانند و روی آرایش، مدل مو و هماهنگی آن با استایل کلی تمرکز کنند، میتوانند ارزش افزوده واقعی برای برنامه و مخاطب داشته باشند. اما وقتی نقد استایل بر پایه سلیقه شخصی و دیالوگهای زرد شکل میگیرد، هم استاندارد علمی فشن نادیده گرفته میشود و هم برنامه به سمت حاشیهای میرود که آموزش جدی را تحتالشعاع قرار میدهد.
واکنش به ویدیوهای وایرال؛ از پسر مهران مدیری تا موتور سواری با چادر
بخش پایانی گفتگوی آلارا اینترتینمنت با امیر، به واکنشهای طنزآمیز او به ویدیوهای وایرال هفته اختصاص داشت که فضایی فان به مصاحبه داد:
کنسرت پسر مهران مدیری: امیر با تعجب از صدای عجیب (شبیه قورباغه) و قیمت بالای بلیتهای کنسرت او در دبی صحبت کرد و به طنز گفت: «شاید این یک زبان خاص مثل زبان بررهای است! البته اگر پولش واقعاً صرف خیریه میشود، دمش گرم، هرچند استعدادی در خوانندگی دیده نمیشود.»
موتورسواری با چادر: امیر این حرکت را جسورانه و باحال توصیف کرد: «چه اشکالی دارد؟ در مراکش هم دیدهام که خانمها با هر پوششی موتورسواری میکنند. این یعنی زندگی جریان دارد و محدودیتها مانع لذت بردن نمیشوند.»
ازدواج با اهداف!: ویدیوی عجیب مادری که برای دختر خردسالش مراسم عروسی (با اهداف آینده) گرفته بود، امیر را شوکه کرد: «این کارها ممکن است آسیبزا باشد. چرا بچه باید در ۱۴ سالگی لباس عروس بپوشد؟ شاید او در آینده اصلاً نخواهد ازدواج کند! این ویدیوها بیشتر برای ویو گرفتن والدین است تا صلاح بچه.
برای تماشای وایرال شو قسمت سوم فصل پنجم، به کانال یوتیوب ما سربزنید و این قسمت جذاب از دست ندهید!
باکس آفیس قسمت دهم با حامد – معرفی فیلمهای پرفروش دو هفته آمریکا
معرفی بهترین هوش مصنوعی طراحی کفش